بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

203

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

بود . و آب سرخ و غليظ و بدبوى كه تقطير كند هم به غايت بد بود . و همچنين سرخ و اندك با رسوب زرد . و بول اشقر كه در تب‌هاى حاره سفيد يا سياه شود بد باشد . و اندر تب‌هاى حاره چون بول گاهى اندك‌اندك آيد و گاهى بسيار و گاهى بازگيرد ، بد بود . و بول چون رقيق و كم‌رنگ باشد و مدتى دراز بر آن ماند و شوريدگى عقل پديد آيد ، بد بود و اگر عقل و قوت به سلامت باشد ممكن بود كه بحران به قى يا به اسهال واقع شود و يا خراجى در حوالى شراسيف و يا اسافل و يا در احشا پديد آيد . و بول سفيد و رقيق چون در تب‌هاى حاره غليظ يا تيره شود و بر سفيدى باقى ماند نشان تشنج و قرب موت بود . و طول رقت بول كودكان را خطر بيشتر بود . و چون بر سر بول رقيق كفك بود و اندر ميان ثفلى بود چون آب زرد ايستاده خطرناك باشد و از اضطراب و حرارت عظيم خبر دهد و اسباب اين اختلافات اكثر از پيش معلوم شده است . سى و دوم از اختلافات نبض . نبض فارى ثابت سخت بد بود و هيچ اميد خلاصى نباشد . و بعد از آن ذنب منقضى . و بعد از آن ناقص الرجوع . و بعد از آن موجى . و بعد از آن دودى . و بعد از آن نملى چنانچه مبين شده سابقا . و باقى نبض‌ها فى الجمله اميدوار باشند . سى و سوم از حال قى . برانداختن صفراى كراثى و زنجارى و خلطهاى سوخته و سياه‌رنگ در حميات و غير محل بحران و بىظهور علامات خير نشان قرب موت بود . و گند قى از هر خلط كه باشد بد بود و از عفونت خبر دهد . و قى سودا در اكثر تب‌هاى حاره بد باشد . و هر خلطى كه به قى برآيد و صرف بود بد باشد . و تهوع و غثيان بسيار يا كم آمدن خلط از پى آن راحت نيافتن سخت مضعف بود و اگر تدارك نيابد زود هلاك كند . سى و چهارم از ضعف و قوت . چون بيمار بر پهلو تواند خفتن و خود بر تواند خواستن و خود از پهلو به ديگر پهلو تواند گرديدن و چون بر پهلو خسبد زود بر روى و يا بر پشت باز تواند افتد اميدوار بود خصوصا در امراض مزمن . و همچنين قوت حواس و سخن گفتن . و چون اندك ناپرهيزى كند و بيمارى بدتر نشود سخت اميدوار بود . و چون ضعف غالب بود هرچند كه علامت خير ظاهر بود اميدوار نشايد بود . همچنين چون علاج موافق نافع نيابد . اين است فى الجمله بيان علامات خير و شر كه عمومى در امراض دارند و علامات مخصوصه هر مرض